سلطان محمد ميرزا قاجار

194

سفرنامه سيف الدوله ( معروف به سفرنامه مكه ) ( فارسى )

حسن كيف روز يكشنبهء هيجدهم از دامنهء اين كوه حركت كرده ، نه ساعت كلك رانديم . شب را در دهى كه موسوم به حسن كيف است ، مانديم . همه‌جا آب شط از ميان دو كوه مرتفع سخت و دره مىگذرد . هردو سمت دور از شط [ 119 ب ] [ و ] بعضى نزديك شط ، محل زراعت و آبادى هست . نهرهاى كوچكى داخل شط مىشوند . اهل آباديها همه كرد [ ند ] . خود حسن كيف سابقا شهرى بوده است . جاى بسيار سختى است . حال ده معتبرى است . از بناهاى قديم علامت قلعه دارد . سه مسجد و سه مناره كه بعضى از آنها خراب و پاره [ اى ] برپاست [ دارد ] . پل حسن كيف بر روى شط در عهد قديم پلى از سنگ و آجر ساخته‌اند . بناى غريبى است . « 8 » اين پل سه چشمه دارد . دو چشمهء آن ، طاقها [ يش ] خراب و پايه‌ها موجود است . اين يك چشمه‌اى كه هنوز باقى است ، ذرع كردم . دهنهء طاقش چهل ذرع و ارتفاعش بيست ذرع است . بيشتر خانه‌هاى آنها را از سنگ درآورده‌اند . بر روى كوه خيلى مرتفعى ، پاره [ اى ] خانه‌ها از سنگ ساخته‌اند . محل زراعت و باغ كمى دارند . بسيار جاى خوش هواى باصفايى است . كبك « 9 » بسيار دارد . سكنهء آن همه كردند . بلك روز دوشنبهء نوزدهم از حسن كيف روانه شده ، هشت ساعت [ 120 آ ] كلك رانده ، شب را در كنار شط [ در ] دهى كه سكنهء آن نصارا [ يند ] و بلك نام دارد ،

--> ( 8 ) . حسن كيف : اين محل محتملا همان مكانى است كه جغرافيانويسان قديم آن را حصن كيفا يا كيفاس يا كيفى نوشته‌اند . آنچه كه در مورد آثار قديمى اين محل در سفرنامهء حاضر آمده است با نوشته‌هاى پيشينيان مطابقت دارد . ( ن . ك . افزوده‌ها ) . ( 9 ) . در متن در بيشتر موارد اين كلمه به صورتى نوشته شده است كه هم كبك خوانده مىشود و هم كيك . انتخاب يكى از اين دو كلمه براساس مطالب متن است .